مفهوم و عناصر سازنده‌ قاعده‌ شرعی و مقایسه آن با قاعده حقوقی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشیار دانشگاه تهران، گروه فقه شافعی، تهران، ایران

چکیده

قاعده، قضیه‌ای است دارای موضوعی کلی و حکمی که بر جزئیات آن موضوع حاکمیت دارد. قاعده به طورکلی و به اعتبار این‌که مقتضای عقل باشد یا طبیعت و یا توافق اصحاب علوم و صناعات به سه نوع عقلی، طبیعی و وضعی تقسیم می‌شود. قاعده‌ی شرعی به عنوان یکی از اقسام قواعد وضعی عبارت است از قضیه­ای کلی متخذ از شرع و متضمن حکمی از احکام افعال مکلفان که خود از حیث مبنا به اصولی و فقهی و از نظر کیفیت تعلق به اعمال و وقایع مربوط به مکلفان، به تکلیفی و وضعی منقسم می‌گردد. قاعده‌ی شرعی دارای سه عنصر است: موضوع، حکم و نسبت خبری. موضوع، مجموع متعلق حکم و شخص مکلف یا محکومٌ‌ فیه و محکومٌ‌ علیه است. حکم، وصف شرعی اعمال مکلفان است و آنچه سبب یا شرط یا مانع شرعی آن اعمال محسوب می‌شود و یا بیانگر صحت یا بطلان آن­هاست. نسبت خبری، ملازمه‌ی میان موضوع و حکم است. قاعده شرعی در عین حال که از همه­ی اوصاف قاعده حقوقی نظیر کلی بودن، الزامی بودن و ضمانت اجرا داشتن بر خوردار است، از حیث نوع ضمانت اجراها و عرصه­های حاکمیت تفاوت­هایی هم با آن دارد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Conception and Elements of Islamic Rule in Comparison with Legal Rule

نویسنده [English]

  • Jalil Omidi
Associate Prof. of Tehran University,Department of Jurisprudence of Shafeiʹ, Tehran, Iran.
چکیده [English]

Rule is a proposition having a general subject and a provision that it rules all of its applied meaning. As a general state, rule is dividable to three types: rational, natural and enacted rule. As a category of the enacted rule, the Islamic rule is a general proposition that has been extracted from Al-Shara, containing a provision governing the people behaviors and factual happenings. This rule is basically divided to principle and jurisprudential rule. Islamic rule has three elements: Subject, provision and attribution. Subject is both of fully responsible person and his/her act; provision is the legal description of behaviors and what has named causation condition, hindrance (al-sabab, al-shart, al-manea ) and validity or nullity ( al-sehhah or al-botlan). Finally attribution   is a relation between the subject and the provision. Islamic rule has the same qualities as legal rules. Such as: generality, compulsory and having sanctioned. However, there is some deference between these two rules in regard to their sanctions and scope of jurisdiction.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Islamic Rule
  • Legal Rule
  • Provision
  • Responsible Person
  • Attribution

الآمدی، سیف‌الدین الاحکام فی اصول الاحکام، بی­چا، بیروت، دار الکتاب العربی ، 1986م، ج2.

ابن الحاجب، جمال‌الدین، بی­چا، بیروت، منتهی السول و الامل، دار الکتب العلمیه، 1985م.

ابن امیرالحاج، التقریر و التحبیر، بی­چا، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1983م.

ابن السبکی، تاج‌الدین، جمع الجوامع، بی­چا، بیروت، دارالفکر، 1402ق، ج1و2.

ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، بی­چا، قم، دار الکتب العلمیه، بی‌تا، ج5.

ابن الهمام، کمال‌الدین، التحریر، بی­چا، بیروت، دارالفکر، بی‌تا، ج1.

أحمد، محمد شریف، فکره القانون الطبیعی عند المسلمین، بی­چا، بغداد، دارالحریه للطباعه، 1980م.

الانصاری، عبد الاعلی، فواتح الرحموت، بی­چا، مصر، مطبوع بالمطبعه الامیریه، 1324ق، ج1.

البجنوردی، المیرزا حسن، القواعد الفقهیه، بی­چا، قم، الهادی، 1419ق، ج1.

بدوی، عبدالرحمن، موسوعه الفلسفه، بی­چا، بیروت، المؤسسه العربیه للدراسات­و النشر، 1384ق، ج2.

برزنجی، صباح، مباحث کلامی دراصول فقه، پایان نامه­ی کارشناسی ارشد، دانشگاه ­تهران، 1377ش.

البهادلی، احمدکاظم، بی­چا، بغداد، مفتاح الوصول الی علم الاصول، 1995م.

التفتازانی، سعدالدین، التلویح، بی­چا، قاهره، دارالکتب العربیه، 1327ق،ج1.

الجرجانی، السید الشریف علی بن محمد، التعریفات، بی­چا، إسطنبول، 1300ق.

جعفری، لنگرودی، محمد جعفر، ترمینولوژی حقوق، بی­چا، تهران، گنج دانش، 1363ش.

الجوهری، إسماعیل بن حماد، بیروت، الصحاح فی اللغه و تاج العربیه، دارالعلم للملایین، 1979.

حائری، عبدالکریم، درر الفوائد، بی­چا، قم، نشر الاسلامی، بی‌تا.

الخطیب الشربینی، محمد، مغنی‌المحتاج، بی­تا، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، 1377ش، ج4.

الزلمی، مصطفی ابراهیم، اصول الفقه فی نسیجه الجدید، بی­چا، بغداد، شرکه الخنساء، 2002م.

الخضری بک، محمد، اصول الفقه، بی­چا، بیروت، دارالقلم، 1407ق.

السنهوری، عبدالرزاق، مصادرالحق فی الفقه الاسلامی، بی­چا، بیروت، دارإحیاء­التراث­العربی، بی­تا، ج3.

السیوطی، عبدالرحمن، الاشباه و النظائر، بی­چا، بیروت، مؤسسه الکتب الثقافیه، 1915م.

الشربینی، عبدالرحمن، تقریرات علی جمع الجوامع، مطبوعه مع شرح المحلی، بیروت، دارالفکر، 1402ق، ج1.

الشوکانی، محمد بن علی بن محمد، إرشاد الفحول، بی­چا، بیروت، دارالکتاب العربی، 1419ق، ج2.

شهابی، محمود، قواعد فقه، بی­چا، تهران، دانشگاه تهران، 1332ش.

الغزالی، أبوحامد، المستصفی، بی­چا، بیروت، دارالحیاء التراث العربی، 1418ق، ج1و2.

الفیومی، احمد بن محمد بن محمد، المصباح المنیر، بی­چا، بیروت، المکتبه العلمیه، بی‌تا.

کاتوزیان، ناصر، مقدمه‌ی علوم حقوق، بی­چا، تهران، شرکت انتشار، 1370ش.

کی‌نیا، مهدی، مبانی جرم‌شناسی ، بی­­چا، تهران، دانشگاه تهران، 1369ش، ج1.

الگلنبوی، اسماعیل ابن مصطفی، کتاب البرهان، بی­چا، قاهره، مطبعه السعاده، 1347ق.

المحلی، جلال‌الدین، شرح جمع الجوامع، بی­چا، بیروت، دارالفکر، 1402ق، ج1.

المصطفوی، السید محمد کاظم، القواعد الفقهیه، بی­چا، قم، مؤسسه النشر الإسلامی، 1412ق.

المظفر، الشیخ محمدرضا، المنطق، بی­چا، قم، اسماعیلیان، بی‌تا، ج3.

ــــــــــــــــــــــــ، اصول الفقه، بی­­چا، قم، اسماعیلیان، بی‌تا، ج1.